۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

تربیت بیوتکی

داشتیم با مهدیه درمورد استاد ژنتیک این ترم حرف می زدیم.بحث کشیده شد به ویدئو پروژکتور خراب کلاس و تلاش استاد برای تعمیر اون.مهدیه یادآوری کرد که ما ترم قبل هم تو همون کلاس با یه استاد درس داشتیم و استاد هر جلسه در عکس العمل به خرابی سیستم یه سری تکون می داد و نهایتا می گفت پرده ها رو بکشید شاید تصویر بهتر شد.
اما این استادمون که از قضا سال بالایی خودمونه وقتی همون جلسه اول دید که سیستم اینطوریه خودش دست به کار شد و موقتی اونو درست کرد.امروز هم دیدیم گروه بالاخره بعد از کلی مدت اونو به طور کامل درست کرده.
داشتیم با مهدیه می گفتیم که این استادمون کم کسی نیست و مطمئنا هر جای دیگه درس می خوند باز هم در جایگاه استادی قرار می گرفت ولی اگه تو این گروه پر مشکل درس نمی خوند باز برابرمشکلات اینطوری رفتار میکرد یا مثل اون استاد فقط یه مشکل رو یاداوری می کرد؟؟

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

ترم 3؟

امروز آخرین کلاس ترم سه مون برگزار شد.خیلی زود گذشت .زودتر از اون چیزی که فکرش رو کنی.
انگار همین دیروز بود که کلاسای ترم سه شروع شد .نه اصلا همین دیروز بود که با ذوق و البته استرس قدم به گروه بیوتکنولوژی گذاشتیم و یه برچسب جدید خوردیم بیوتکی!
زود گذشت تا حالاش هم بد نگذشت خدا رو شکر.
ترم سه هم با همه خوبی ها و بدیهاش داره نفسهای آخرش رو می کشه ،خیلی نمونده تا پروندش برای همیشه بسته شه 5 تا یا 6 تا امتحان و تمام.
بدیش این بود که ته ترم با یه خاطره تلخ تموم شد.سر آخرین کلاس بیوشیمی بودیم که به ریحانه خبر دادن پدربزرگش فوت شده.
امیدوارم خدا بهش صبر بده و هرچی خاک اونه بقای عمر خانوادش باشه.