۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۷, جمعه

شیمی

نمی دونم رشته ما شیمیه یا بیوتکنولوژی .با تمام علا قه ای که به شیمی داشتم ودارم این ترم دیگه حالم از هر چی شیمیه داره بد می شه هفته قبل که میان ترم شیمی آلی داشتیم و استاد قراره اگه خدا بخواد از خجالت هممون به طور دسته جمعی در بیاد .معلوم نیست چند نفر بتونن از دستش قصر در برن؟ ازمون انتظار داره وقتی در یک جلسه کلی واکنشو پشت سرهم ردیف می کنه و خودشم در نهایت اونا رو با هم قاطی می کنه ما همه رو درست و بدون غلط جواب بدیم و وقتی این کاررو نکنیم ،میگه جایی برای این درس هم در برنامه ترم بعد باز کنین
حالا هم که دوشنبه میان ترم شیمی تجزیه داریم با او پاورپوینتهای جامع و کامل که وقتی یکی از جمله هاشو به خود استاد نشون دادم
و و گفت من این جمله رو نگفتم چون این غلطه!
حالا این یکی رو من شانسی فهمیدم که غلطه اونایی رو که نفهمیدم خدا به خیر بگذرونه

هرکاری می کنم هیچ چی به جز شکایت به ذهنم نمیرسه تا حالا دو تا پست گذاشتم جفتشون هم شکایته:D

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

ترم آینده

فکر کنم فقط اگر دانشجوی بیوتکنولوژی باشی بفهمی دانشجو محوری یعنی چه.اون موقع ها(مجاز از چند ما پیش) که برای اومدن به این رشته تحقیق می کردم وقتی تمام دانشجوهای این رشته جدید و قدیم که میگفتند این رشته دانشجو محور بهشون می خندیدم و می گفتم مگه یه رشته ای مثل پزشکی یا مهندسی دانشجو محور نیست اما حالا درد اونا رو می فهمم. وقتی خودت مجبوری بری از استاد خواهش کنی که بهت وقت بده یا اینکه خودت بگردی یه استاد خوب پیدا کنی برای یه درس دیگه یا مثلا به تو که می رسه نصف استادای خوب فرصت مطالعاتی بگیرن و برن می فهمی دانشجو محوری یعنی چه. امروز حدودا یه هفته است که شروع کردیم دنبال استادا رفتن و فقط یکیشو هماهنگ کردیم خدا به خیر بگذرونه.